اقتصاد توسعه و جریان اصلی علم اقتصاد

نسبت اقتصاد توسعه با جریان اصلی علم اقتصاد بحثی است که همواره در مجامع مختلف علمی، بین اقتصاددانان و اقتصاد خوانده ها مطرح است. اقتصاددانان توسعه، جریان اصلی علم اقتصاد و تکنوکرات های اقتصادی را متهم به تفکر در اتاق های بسته و به دور از واقعیات دنیای بیرون می کنند. افرادی درگیر انتزاعیات و غرق در ریاضیات. به گونه ای که اقتصاد را تبدیل به شاخه ای از علوم فنّی و مهندسی و یا ریاضی کاربردی کرده اند. کلاسیک ها هم اقتصاددانان توسعه را متهم به دوری از جریان اصلی و تئوری های اثبات شده علم اقتصاد می کنند و آن ها را افرادی می دانند که توانایی اتخاذ تصمیم برای اداره اقتصاد و یا توصیه های سیاستی را ندارند و تحلیل هایشان بدون تدقیق، کیفی و کلّی گویی است. همچنین اقتصاد توسعه را فاقد پارادایم مشخص در برخورد با مسائل روزمره اقتصادی و تحلیل آن ها می دانند. برای بررسی گذرای این موضوع می توان دو حوزه متفاوت برای این دو رویکرد قائل شد. در برخورد با مسائل اجتماعی که شاید این موضوع مبتلا به تمامی علوم اجتماعی هم باشد یک موضوع مباحث کلّی و رویکردی است و یک موضوع برخورد با مسائل ملموس پیرامونی است. به عنوان مثال در حوزه علم اقتصاد ما یک بحث داریم که چرا کشور ما توسعه نیافته است و چه کار باید کرد تا مسیر کشور به سمت توسعه برگردد. در این بحث اقتصاد اغلب مخلوط با سایر علوم از جمله جامعه شناسی، علوم سیاسی، فلسفه و تاریخ می شود. همچنین پژوهش ها در این حیطه اغلب طولانی مدّت و کیفی است و متدهای تحقیق با آنچه در دپارتمان های اقتصادی رایج است متفاوت می باشد. امّا یک بحث دیگر اداره امور است. نرخ بهره الان باید چگونه تعیین شود؟ نرخ ارز باید شناور باشد یا کنترل شده؟ تراز پرداخت ها باید چگونه تنظیم شود و… در مواجهه با این مسائل عقیده شخصی من هم بر این است که اقتصاددانان توسعه خیلی حرفی برای گفتن نخواهند داشت و این حوزه ها را باید به دست تکنوکرات های اقتصادی سپرد. ولی این نشانگر بی اهمیّتی اقتصاد توسعه نیست. اهمیّت اقتصاد توسعه در جهت گیری ها و جهت دهی های کلّی و تلاش برای برطرف نمودن اشکلات ساختاری کشورهاست. تحقیق درباره این موضوع که چرا در ایران سرمایه اجتماعی پایین است، یا چرا در چین اقتدار سیاسی پاسخگو و رهنمون به سمت توسعه است ولی در ایران خیر؟ حکمرانی خوب باید چه مولفه هایی داشته باشد؟ و سئوالات کلیدی و اساسی از این دست در توان کلاسیک ها نیست و پارادایم اقتصاد توسعه با کمک گرفتن از تئورهای اقتصاد توسعه می تواند پاسخگوی این موارد باشد. در یک جمع بندی گذرا، اقتصاد توسعه و جریان اصلی علم اقتصاد تضادی با هم ندارند و هیچ یک هم برتری خاصی بر دیگری ندارد. شاید بتوان گفت این دو زمینه تخصصی علم اقتصاد مکمل یکدیگر برای اداره بهتر جامعه و رشد و توسعه اقتصادی می باشند.

یک پاسخ to “اقتصاد توسعه و جریان اصلی علم اقتصاد”

  1. محمد هاشم صفار Says:

    سلام و ممنون از نوشتارهایتان
    یادش بخیر دانشگاه تهران از برای استادی دکتر تمدن نیمه همایشی برگزار شده بود از دکتر پرسیدن چرا با وجود اینکه این همه فارغ التحصیل اقتصاد زیاد می شود مملکت درست نشده یک کلام گفت چون مملکت دست اقتصاد دانان نیست .متاسفانه مباحث اقتصادی عناوینی شده که هر کسی به تحلیل و تشریح آن می پردازد و کلی گویی کردن ها هم بر آن افزوده است
    من یک وبلاگ اقتصادی درست کردهام ممنون چنانچه در موضوعات اینجانب را مساعدت نمایید

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s


<span>%d</span> وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: